<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
<JOURNAL>
<YEAR>1402</YEAR>
<VOL>9</VOL>
<NO>3</NO>
<MOSALSAL>32</MOSALSAL>
<PAGE_NO>130</PAGE_NO>


<ARTICLES>

	<ARTICLE> 
		<TitleF>امکان‌سنجی علوم انسانی قرآن‌بنیان</TitleF>
		<TitleE>Feasibility of Quran-based humanities</TitleE>
		<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>علوم انسانی مجموعه دانش&#8204;هایی است که به شناخت انسان و توصیف، تبیین و تفسیر پدیده&#8204;های فردی و اجتماعی و جهت&#8204;بخشی به افعال و انفعالات انسانی می&#8204;پردازند. علوم انسانی موجود براساس مبانی غیرالاهی و از منابع غیردینی شکل گرفته است و در رساندن انسان به سعادت، به&#8204;ویژه در جوامع اسلامی توفیق چندانی نداشته است؛ ازاین&#8204;رو تولید علوم انسانی اسلامی به&#8204;ویژه علوم انسانی قرآن&#8204;بنیان ضروری است. تولید علوم انسانی بر مبانی خاصاستوار است که باید مستدل شود. یکی از آن مبانی اساسی امکان تولید علوم انسانی قرآن&#8204;بنیان است. این نوشته به هدف زمینه&#8204;سازی تولید علوم انسانی قرآن&#8204;بنیان، مسئله &#171;امکان علوم انسانی قرآن&#8204;بنیان&#187; را به روش توصیفی-تحلیلی پژوهش می&#8204;کند.
یافته&#8204;های تحقیق: 1. ادله نشان می&#8204;دهد، اولاً علوم انسانی جزء قلمرو قرآن است؛ ثانیاً، قرآن کارایی بیانی لازم برای تولید علوم انسانی را دارد؛ 2. روش&#8204;های برون&#8204;متنی مانند &#171;روش انتظار بشر از قرآن&#187; و &#171;روش درونگری&#187; و &#171;بسط تجربه تاریخی قرآن&#187; نارسا بوده و نمی&#8204;توان با استفاده از آنها قلمرو قرآن را حداقلی نشان داد و علوم انسانی را خارج از حیطه قرآن شمرد؛ 3. زبان قرآن عرفی یا رمزی و یا صرف هنجاری نیست که نتواند کارایی لازم برای تولید علوم انسانی قرآن&#8204;بنیان را داشته باشد.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>2</Language_ID>
			<CONTENT>Humanities is a collection of knowledge that deals with Knowing human and describes, explains and interprets individual and social phenomena and gives direction to human actions and inactions. The existing human sciences have been formed based on non-divine foundations and from non-religious sources and have not been very successful in bringing people to happiness, especially in Islamic societies; Therefore, it is necessary to produce Islamic humanities, especially Quran-based humanities. The production of human sciences is based on certain foundations that must be substantiated. One of those fundamentals is the possibility of producing Quran-based human sciences. This article researches the problem of &#34;possibility of Quran-based humanities&#34; in a descriptive-analytical way with the aim of establishing the context for the production of Quran-based humanities.
Research findings: 1. The evidence shows that, firstly, humanities are part of the Qur&#39;an&#39;s domain; Secondly, the Qur&#39;an has the necessary expression efficiency for the production of human sciences; 2. Extratextual methods such as &#34;the method of human expectation from the Qur&#39;an&#34; and &#34;the method of introspection&#34; and &#34;expanding the historical experience of the Qur&#39;an&#34; are insufficient and cannot be used to minimize the scope of the Qur&#39;an and consider human sciences outside the scope of the Qur&#39;an; 3. The language of the Qur&#39;an is not customary or coded or merely normative, which cannot have the necessary efficiency for the production of human sciences based on the Qur&#39;an.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>11</FPAGE>
			<TPAGE>36</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2024/08/29
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1403/6/8
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2023/11/22
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1402/9/1
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>مصطفی</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>کریمی</Family>
				<NameE>Mostafa</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>Karimi</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>humanities</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Quran-based</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>The completeness of the Quran</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>knowledge sharing.</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>علوم انسانی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>قرآن‌بنیان</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>جامعیّت قرآن</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>‌ معرفت‌بخشی گزاره‌های قرآن.</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>##ابن‌سینا، حسین‌بن‌عبداللّه. 1380ق. الشفا. راجعه و قدّم له، الدکتور ابراهیم مذکور. القاهره.##اسعدی، محمد. 1385. سایه‌ها و لایه‌های معنایی؛ درآمدی بر «دیدگاه معناشناسی مستقل فرازهای قرآنی در پرتو روایات تفسیری». قم: بوستان کتاب.##امزیان، محمد. 1380. روش تحقیق در علوم اجتماعی، از اثبات‌گرایی تا هنجارگرایی. ترجمه عبدالقادر سواری. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##آلوسی، محمود. 1414ق. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع مثانی. بیروت: دار الکتب التجاریه.##باربور، ایان. 1362. علم و دین. مترجم: بهاءالدین خرمشاهی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی##بازرگان، مهدی. 1377. خدا و آخرت هدف رسالت انبیا. چ1. تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رساء.##باقری، خسرو. هویت علم دینی: نگاهی معرفت‌شناختی به نسبت دین با علوم انسانی. تهران: سازمان چاپ و انتشارت وزارت فرهنگ و ارشات اسلامی.##پایا، علی. 1385. «امتناع و عدم مطلوبیت علم دین» در علم دینی: دیدگاه‌ها و تحلیل‌ها و ملاحظات، به کوشش سیدحمیدرضا حسنی، مهدی علی‌پور، سیدمحمدتقی ابطحی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##توفیق، خالد. 1421ق. «التفسیر الموضوعی، مقارنات بین السید الصدر و آخرین». الفکر الاسلامی. ش24 و 25، س7. رمضان.##تهانوی، محمدبن‌علی. بی‌تا. کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم. بیروت: دار صادر.##جعفری، محمّدتقی. 1373. تفسیر، نقد و تحلیل مثنوی جلال‌الدین محمّد مولوی بلخی. چ12. تهران: انتشارات اسلامی.##جوادی آملی، عبدالله. 1370. «در مکتب استاد جوادی آملی». کیهان اندیشه. آذر و دی. ش39.##الراغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد. 1417ق. مقدمه جامع التفاسیر. بیروت: داراحیاء التراث العربی.##حسینی بحرانی، سیدهاشم. 1417ق. البرهان فی تفسیر القرآن. الطبعه الاول. تهران: مرکز الطباعه و النشر فی مؤسسه البعثه.##حلّی، العلامه. 1407ق. کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. تحقیق استاد حسن حسن‌زاده آملی. قم: مؤسّسه النشرالاسلامی.##دورانت، ویل. بی‌تا. تاریخ تمدن. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: انتشارات و آموزشی انقلاب اسلامی.##راغب الاصفهانی، ابی‌القاسم حسین‌بن‌محمد. 1405ق. مقدمه جامع التفاسیر، حققه و قدم له و علق حواشیه احمد حسن فرحسات. ط 1. کویت: دارالدعوه.##رجبی،‌ محمود، ‌مبانی و روش تفسیر موضوعی، تدریس شده در مقطع دکتری رشته تفسیر و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) ترم دوم سال تحصیلی 1389- 1390.##زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1417 ق.##سروش، عبدالکریم. 1385. «اسلام و علوم اجتماعی؛ نقدی بر دینی کردن علم»، چاپ شده در: علم دینی؛ دیدگاه‌ها و ملاحظات. به کوشش سیدحمیدرضاحسنی، مهدی علی‌پور، سیدمحمدتقی ابطحی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##سروش، عبدالکریم. 1377. «گفتگوی زبان قرآن». فراراه. س۱. ش1. زمستان.##سروش، عبدالکریم. 1378. بسط تجربه نبوی. تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.##سروش، عبدالکریم. ‌1373. تفرج صنع: گفتارهایی در مقولات اخلاق و صنعت و علوم انسانی. چ۳. تهران:‌ مؤسسه فرهنگی صراط.##سعیدی روشن، محمدباقر. 1388. «کارکردگرایی در زبان دینی و ارزیابی توفیقات آن». اندیشه نوین دینی. پاییز. ش18.##سهروردی، شهاب‌الدین. 1396ق. مجموعه مصنفات شیخ اشراق. به تصحیح و مقدمه هانری کربن. تهران: انجمن فلسفه ایران.##شریفی، احمدحسین، 1393. مبانی علوم انسانی اسلامی. تهران: آفتاب توسعه.##شیرازی، صدرالدین محمد‌بن‌ابراهیم. 1346ق. الشواهد الربوبیه. تعلیق، تصحیح و مقدمه سیدجلال‌الدین آشتیانی. مشهد: انتشارات دانشگاه مشهد.##صدوق، محمدبن‌علی، 1378ق. عیون أخبار الرضا. تهران.##صفار القمی، محمد‌بن‌حسن‌بن‌روح. 1404ق. بصائر الدرجات. تعلیق محسن کوچه‌باغی. قم: مکتبه آیه‌الله العظمی النجفی.##طباطبایی، السیدمحمدحسین. 1417ق. المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.##طوسی، ابوجعفر محمّد‌بن‌الحسن. 1400ق. الاقتصاد: الهادی الی طریق الرشاد. تهران: منشورات چهلستون.##عبدالرازق، علی. بی‌تا. الاسلام و اصول الحکم. بیروت، تونس: داراالمعارف للطباعه و النشر.##عروسی الحویزی، علی‌بن‌جمعه. 1373ش. تفسیر نورالثقلین. صحّحه و علّق علیه السیدهاشم الرسولی. ط4. قم: مؤسّسه ‌اسماعیلیان.##فارابی، ابونصر محمّد. 1361. اندیشه‌های اهل مدینه فاضله. ترجمه سیدجعفر سجادی. چ۲. تهران، کتابخانه طهوری.##فروند، ژولن. 1372. نظریه‌های مربوط به علوم انسانی. ترجمه علی‌محمد کاردان. چ۲.‌ تهران: مرکز دانشگاهی.##قندوزی، سلیمان‌بن‌ابراهیم. 1416ق. ینابیع الموده لذوی القربی. ط۱. تهران: دارالاسوه للطباع و النشر.##کریمی، مصطفی. 1400. «ظرفیت زبان‌شناختی قرآن برای تولید علوم انسانی». اندیشه نوین اسلامی. تابستان. ص35-58.##کریمی، مصطفی. 1390. جامعیت قرآن؛ پژوهشی در قلمرو موضوعی قرآن کریم. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.##کلینی، محمّدبن‌یعقوب. 1367. الکافی. مصحح: علی اکبر غفاری. تهران: دارالکتب الاسلامیه.##گلشنی، مهدی. 1377. از علم سکولار تا علم دینی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##گلشنی، مهدی. 1369. تحلیلی از دیدگاه‌های فلسفی فیزیکدانان معاصر. تهران: انتشارات امیرکبیر.##لاریجانی، محمدصادق. 1377. «زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین)». فصلنامه روش‌شناسی علوم انسانی (حوزه و دانشگاه سابق). پاییز و زمستان، ش16 و 17.##لگنهازن، محمد. 1375. «اقتراح انتظار بشر از دین». نقد و نظر. س2، ش2، بهار، مسلسل 6.##مجتهد شبستری، محمد. 1379. «پرواز در ابرهای ندانستن»، کیان. ش52.##مجلسی، محمّدباقر. 1370ش. مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول. چ3. تهران: دارالکتب الاسلامیه.##مصباح یزدی، محمدتقی. 1389. درباره پژوهش. تحقیق جواد عابدینی. چ1. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.##ــــــــــــــــــــــــ. 1392. رابطه علم و دین. تحقیق و نگارش: علی مصباح.  قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).##ــــــــــــــــــــ. 1395. راه و راهنماشناسی. بازنگری و تصحیح مصطفی کریمی. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.##ــــــــــــــــــــــ. 1386. قرآن‌شناسی. ج2. تحقیق و نگارش غلامعلی عزیزی‌کیا. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.##ــــــــــــــــــــــ. 1375. «میزگرد زبان دین». معرفت. ش19. س5. زمستان.##مکلیان، مصطفی. «اقتراح انتظار بشر از دین». 1375. نقد و نظر. س۲. ش۲. بهار. مسلسل 6.##ملکیان، مصطفی. 1378. «تأملاتی چند در باب امکان و ضرورت اسلامی شدن دانشگاه». نقد و نظر. س5. ش3و4. تابستان و پاییز.##میرباقری، محمدمهدی. 1387. گفتگوی علمی پیرامون مفهوم علم دینی. قم:‌ فجر ولایت.##واعظی، احمد. 1385. «نقد دیدگاه امتناع و عدم مطلوبیت علم دین» در علم دینی: دیدگاه‌ها و تحلیل‌ها و ملاحظات. به کوشش سیدحمیدرضا حسنی، مهدی علی‌پور، سیدمحمدتقی ابطحی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>حکمت متعالیه: سرشت نهادهای سیاسی و مدنی</TitleF>
		<TitleE>Transcendental wisdom: The nature of political and civil institutions</TitleE>
		<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>مسئله نهادهای سیاسی و مدنی برای حکمت متعالیه آن است که چگونه می&#8204;توان آن را تبیین کرد که با هستی&#8204;شناسی آن حکمت منطبق باشد. ازاین&#8204;رو هدف مقاله حاضر تبیین نهادهای مزبور براساس آموزه هستی&#8204;شناختی حکمت متعالیه است. مدعای این مقاله آن است که نهادهای مورد بحث برگرفته از حقیقت وجودی &#171;خود&#187; است و ازاین&#8204;رو پدیده&#8204;ای معنادار می&#8204;باشد و می&#8204;توان آن را از منظر هستی&#8204;شناختی تبیین کرد. در مقابل این ادعا نظریه&#8204;های مکاتب ساخت&#8204;گرایی اجتماعی قرار دارند که معتقد هستند که نهادهای سیاسی و مدنی پدیده&#8204;هایی زبانی و برساختی هستند. برای بررسی مدعای فوق در این مقاله از روش اسنادی و تحلیل متون حکمت متعالیه استفاده شده است و نتیجه حاصل از این نوشته تبیین هستی&#8204;شناختی نهاد سیاسی و مدنی و نشان دادن امتداد حکمت متعالیه در علم سیاست است. از دستاوردهای این مقاله می&#8204;توان در نظریه&#8204;پردازی سیاسی و فلسفه علم سیاست و فلسفه علوم اجتماعی استفاده کرد.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>2</Language_ID>
			<CONTENT>The problem of political and civil institutions for transcendental wisdom is how to explain it in a way that is consistent with the ontology of that wisdom. Therefore, the purpose of this article is to explain the aforementioned institutions based on the ontological doctrine of transcendental wisdom. The claim of this article is that the institutions under discussion are derived from the existential truth of &#34;self&#34; and hence it is a meaningful phenomenon and can be explained from an ontological perspective. Against this claim are the theories of social constructionist schools, which believe that political and civil institutions are linguistic and constructed phenomena. To investigate the above claims in this article, the document method and the analysis of transcendental wisdom texts have been used, and the result of this writing is the ontological explanation of the political and civil institution and showing the extension of transcendental wisdom in political science. The achievements of this article can be used in political theorizing and philosophy of political science and philosophy of social sciences.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>37</FPAGE>
			<TPAGE>56</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2024/08/292024/08/29
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1403/6/8
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2023/11/222023/11/22
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1402/9/1
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>محمد</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>پزشگی</Family>
				<NameE>Mohammad</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>Pezeshki</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>transcendental wisdom</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>self</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>political and civil institutions</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>political science</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>social constructionism.</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>حکمت متعالیه</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>خود</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>نهادهای سیاسی و مدنی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>علم سیاست</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>برساخت‌گرایی اجتماعی</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>##برگر، پتر و توماس لوکمان.  1375. ساخت اجتماعی واقعیت: رساله‌ای در جامعه‌شناسی شناخت. ترجمه فریبرز مجیدی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.##پزشگی، محمد. 1397. «مبانی فلسفی نظم اجتماعی در فلسفه اسلامی». مطالعات راهبردی ناجا. س3، ش 4(10)، صص45-23.##چاندرا، نیرا. 1377. جامعهٔ مدنی و دولت: کاوش‌هایی در نظریهٔ سیاسی. ترجمه فریدون فاطمی و وحید بزرگی. تهران: مرکز.##حسنی، ابوالحسن. 1390. حکمت سیاسی متعالیه. تهران: نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.##خانی، ابراهیم. 1395. جامعه‌شناسی متعالیه: هستی‌شناسی حیات‌های اجتماعی بر مبنای فلسفه و عرفان اسلامی. ج۱. تهران: دانشگاه امام صادق (ع).##دوورژه، موریس. 1376. جامعه‌شناسی سیاسی. ترجمه ابوالفضل قاضی. چ4. تهران: دانشگاه تهران.##الشیرازی، محمد. 1366. تفسیر القران الکریم. تحقیق محمد خواجوی. چ 2. ج7. قم: بیدار.##عبودیت، عبدالرسول. 1386. درآمدی به نظام حکمت صدرائی. ج2. تهران: سمت و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).##عبودیت، عبدالرسول. 1391. درآمدی به نظام حکمت صدرایی: انسان‌شناسی. ج3. تهران: سمت و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).##طباطبایی، سیدجواد. 1400. ابن‌خلدون و علوم اجتماعی. ویراست دوم. تهران: مینوی خرد.##طباطبایی، سیدجواد. 1396. تاریخ اندیشه سیاسی جدید اروپا از نوزایش تا انقلاب فرانسه: دفتر نخست جدال قدیم و جدید در الهیات و سیاسات. ویراست دوم. چ 2. تهران: مینوی خرد.##طباطبایی، سیدجواد. 1384. دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط ایران. چ4. تهران: نگاه معاصر.##الطباطبائی، سیدمحمدحسین. 1417 ق. المیزان فی تفسیر القرآن. ج3. ط5. قم: جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه فی قم المقدسه.##طباطبایی، سیدمحمدحسین و مرتضی مطهری. 1392. مجموعه آثار: اصول فلسفه و روش رئالیسم. چ 16. ج6. تهران: صدرا.##طوسی، سیدخلیل‌الرحمان. 1392. درآمدی بر اخلاق فلسفی در حکمت متعالیه. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.##وینسنت، اندرو. 1376. نظریه‌های دولت. ترجمه حسین بشیریه. چ2. تهران: نی.##همتی، محبوبه و محمد تقی قزلسفلی. 1401. «رویکردی نظری به گذار در مفهوم حکمرانی در اندیشه سیاسی معاصر». مطالعات راهبردی. س25، ش1(95)، صص 226-205.## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>ارتباط حکمرانی و فلسفه سیاسی در آرای فارابی</TitleF>
		<TitleE>The relationship between governance and political philosophy in Farabi's opinions</TitleE>
		<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>اگر حکمرانی را خروج از نگاه تک&#8204;بعدی به دولت به&#8204;عنوان مهم&#8204;ترین عنصر در سیاست و ورود به عرصه تعامل بهتر دولت و جامعه بدانیم، به این معنا خواهد بود که حکمرانی بیش از پرداختن به ساختارها بر فرایندها متمرکز است. تمرکز بر فرایندها با توجه بیشتر به مردم و جامعه همراه است و می&#8204;کوشد جریان سیاست را از سطح جامعه به&#8204;سمت ساختارهای سیاسی و قانون&#8204;گذاری به حرکت درآورد. بحث از تعاون و همکاری، پرورش فضایل اجتماعی، تشکل&#8204;یابی و توجه به رضایت اجتماعی از عناصر مهم حکمرانی در این بخش هستند که قدرت جامعه درمقابل دولت را افزایش می&#8204;دهند. فارابی اندیشمندی است که تحقق مدینه فاضله را بدون تعاون اجتماعی و بدون تقویت فضایل اجتماعی میسر نمی&#8204;داند و حتی می&#8204;توان گفت ضمن توجه به قدرت&#8204;یابی جامعه، تشکیل جامعهٔ قوی را بدون ایجاد یک دولت قوی میسر نمی&#8204;داند. ازاین&#8204;حیث گزینهٔ مطلوبی در فلسفه سیاسی اسلامی برای سنجش نسبت حکمرانی و فلسفه سیاسی محسوب می&#8204;شود. پژوهش حاضر می&#173;کوشد چگونگی ارتباط فلسفه سیاسی و حکمرانی را در آرای فارابی به بحث نهد.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>2</Language_ID>
			<CONTENT>If we consider governance as leaving the one-dimensional view of the government as the most important element in politics and entering the field of better interaction between the government and society, it will mean that governance is more focused on processes than on structures. Focusing on processes is associated with more attention to people and society and tries to move the flow of politics from the level of society to political and legislative structures. Discussing cooperation and cooperation, fostering social virtues, organizing and paying attention to social satisfaction are important elements of governance in this sector that increase the power of society against the government. Farabi is a thinker who believes that the realization of utopia is not possible without social cooperation and without strengthening social virtues, and it can even be said that while paying attention to the empowerment of the society, the formation of a strong society is not possible without the creation of a strong government. Therefore, it is considered a desirable option in Islamic political philosophy to measure the relationship between governance and political philosophy. The present study tries to discuss the relationship between political philosophy and governance in Farabi&#39;s views.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>57</FPAGE>
			<TPAGE>70</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2024/08/292024/08/292024/08/29
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1403/6/8
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2023/11/222023/11/222023/11/22
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1402/9/1
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>نجمه</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>کیخا</Family>
				<NameE>Najmeh</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>Keikha</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>strong society</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>governance</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Islamic political philosophy</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>cooperation</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>reasoning</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>allegory.</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>جامعهٔ قوی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>حکمرانی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>فلسفه سیاسی اسلامی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>تعاون</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>تعقل</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>تمثیل</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>Khan. M. A. moqtader. 2019. Islam and Good Governance a Political Philosophy of Ihsan. New York: Palgrave Macmillan.##اندروز، مت؛ لنت پریچت و مایکل وولکاک. 1398. توسعه به‌مثابه توانمندسازی حکومت (شواهد، تحلیل و عمل). ترجمه جعفر خیرخواهان و مسعود درودی. تهران: روزنه.##بحرانی، مرتضی و ابوالفضل شکوری. 1387. بررسی زبانی نسبت دوستی و ریاست در اندیشه سیاسی فارابی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی. س1، ش4، ص191-159.##پورحسن، قاسم. 1399الف. فارابی و الحروف. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.##پورحسن، قاسم. 1399ب. فربه‌تر از عقل یونان. سایت دکتر پورحسن.##کمالی‌زاده، طاهره. 1397. «رساله عقل فارابی در ارتباط تنگاتنگ با آثار ارسطو است»، 18 مهر، پایگاه فرهنگ نو امروز، https://www.farhangemrooz.com/news/56641/.##کمالی‌زاده، طاهره. 1396. «عقل در فلسفه ارسطو به روایت اسکندر و فارابی»، فصلنامه فلسفه و کلام اسلامی. ش2، س45، ص 616-635.##میدری، احمد. 1400. در جستجوی سعادت عمومی. ج2. درآمدی بر توانمندسازی حکومت و جامعه. تهران: روزنه.##مهدی، محسن. 1400. فارابی و بنیان‌گذاری فلسفه سیاسی اسلامی. ترجمه محمداحسان مصحفی. تهران: حکمت.##ناظرزاده کرمانی، فرناز. 1376. اصول و مبادی فلسفه سیاسی فارابی. تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.##فارابی، ابونصر. 1388. فصول منتزعه. ترجمه و شرح حسن ملکشاهی. چ2. تهران: سروش.##فارابی، ابونصر. 1983 م. رساله فی معانی العقل. بیروت: دارالمشرق.##فارابی، ابونصر. 1398. کتاب المله؛ رساله در باب فلسفه دین و الهیات سیاسی. ترجمه ابوالفضل شکوری. تهران: عقل سرخ.##فارابی، ابونصر. 1390. فارابی و راه سعادت (کاوشی در باب اخلاق فضیلت از نگاه فارابی). به کوشش قاسم پورحسن و ترجمه نواب مقربی. تهران: انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا.##فارابی، ابونصر. 1379. سیاست مدنیه. ترجمه سیدجعفر سجادی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>اطلاق و تقیید در وجوب اعتباری از منظر علامه طباطبایی</TitleF>
		<TitleE>Applying and restricting credit obligatin from Allame Tabatabai's point of view</TitleE>
		<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>مفهوم وجوب (ضرورت) در منطق یکی از مواد قضایاست و نسبت محمول با موضوع را نشان می&#8204;دهد و بسته به اینکه طرفین قضیه، اموری حقیقی یا اعتباری باشند، وجوب نیز حقیقی یا اعتباری می&#8204;شود. وجوب اعتباری بر خلاف وجوب حقیقی صرفاً در نفس اعتبارکننده تحقق دارد. علامه طباطبایی به نحو ابتکاری، مفهوم وجوب اعتباری را از عالم حقیقت به عالم اعتبار وارد می&#8204;کنند و به عنوان یکی از مبادی کنش قرار داده و با عنایت به اقسام وجوب حقیقی، وجوب اعتباری را نیز به اطلاقی و تقییدی تقسیم می&#8204;کنند. وجوب تقییدی به معنای وجود قید یا قیود در مسیر جعل وجوب بر یک فعل است. این قیود، صور افعالی&#8204;اند که با قوای متعدد نفس تناسب دارند، چرا که هر قوه&#8204;ای کمال خاص خود و صورت آن را می&#8204;طلبد. وجوب اطلاقی در یک فعل، به معنای نبود قید و عدم توجه به صور مزاحم با آن فعلست و سبب می&#8204;شود آن فعل با اصطکاک کمتری ایجاب و ایجاد شود. لذا وجوب یک فعل ممکن است مطلق و یا مقید باشد و در صورت تقید نیز ممکن است مقید به یک قید و یا دهها قید قرار بگیرد. ریشه این اطلاق و تقیید در نهایت به توجه نفس و شدت و ضعف آن بر می&#8204;گردد.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>2</Language_ID>
			<CONTENT>The concept of obligation and necessity in the science of logic is one of the ingredients of judgments and shows the relationship between the predicate and the subject, and depending on whether the parties to the case are real or creditable, the obligation also becomes real or creditable. True necessity is one of the second philosophical concepts and it is divided into two categories: applicative and restrictive. But the credit obligation is realized only in the authentic self. In an innovative way, Allameh Tabatabaei introduced the concept of credit obligation from the world of truth to the world of credit and put it as one of the stages of the hindrance of action, and according to the types of real obligation, credit obligation is also divided into applicative and restrictive. Restrictive obligation means the existence of restrictions or constraints in the way of falsification of an obligation on a verb. These restrictions are forms of soft verbs with other powers, because each power requires its own perfection and its form. Applicative necessity in a verb means the absence of adverbs and the lack of attention to disturbing forms with that verb and causes that verb to be required and created with less friction. Therefore, the obligation of a verb may be absolute or binding, and in case of binding, it may be bound by one adverb or dozens of adverbs. The root of this application and restriction ultimately comes back to the attention of the soul and its intensity and weaknes.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>71</FPAGE>
			<TPAGE>84</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2024/08/292024/08/292024/08/292024/08/29
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1403/6/8
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2023/11/222023/11/222023/11/222023/11/22
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1402/9/1
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>مهدی</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>سپهری</Family>
				<NameE>Mahdi</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>sepehri</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>جواد</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>محمودزاده</Family>
				<NameE>Javad</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>mahmoodzadeh</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>Allame Tabatabai</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>obligatin</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>restriction.</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>وجوب</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>اطلاقی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>تقییدی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>کنش</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>علامه طباطبایی</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>##ابن سینا،  حسین. 1404 ه ق. الشفاء( الطبیعیات). ج 2. قم: مکتبه آیت‌الله مرعشی.##_________. 1980. عیون الحکمه. بیروت: دارالقلم.##سبزواری،  ملاهادی. 1369-1379. شرح منظومه. ج 5). تهران: نشر ناب.##___________. 1379-1369. شرح منظومه. ج 1. تهران: نشر ناب.##شهرزوری،  شمس‌الدین محمد. 1383. رساله الشجره الالهیه فی علوم الحقائق الربانیه. ج 1. تهران: مؤسسه حکمت و فلسفه ایران.##طباطبایی،  م. 1388). نهایه الحکمه (جلد 1). (ع. زارعی،  تدوین) قم: دفتر نشر اسلامی.##طباطبایی،  م. 1395). بدایه الحکمه. (ع. زارعی،  تدوین) قم: دفتر انتشارات اسلامی.##طباطبایی،  م. 1396). (الف) رساله الإعتباریات من مجموعه رسائل العلامه الطباطبایی. قم: باقیات.##طباطبایی،  م. 1396). (ب) رساله التحلیل من مجموعه رسائل العلامه الطباطبایی. قم: باقیات.##طباطبایی،  م. 1396). (ج) رساله المغالطه من مجموعه رسائل العلامه الطباطبایی. قم: باقیات.##طباطبایی،  م. 1396). (د) رساله المنامات و النبوات من مجموعه رسائل العلامه الطباطبایی. قم: باقیات.##طوسی،  خ.،  &#38; حلی،  ع. 1371). الجوهر النضید. قم: بیدار.##فارابی،  ا. (1996). السیاسه المدنیه. بیروت: مکتبه الهلال.##مطهری،  م. 1369). شرح مبسوط منظومه (جلد 1). تهران: حکمت.##مطهری،  م. (1394). اصول فلسفه و روش رئالیسم (جلد 2). تهران: صدرا.##ملاصدرا. 1422). شرح الهدایه الاثیریه. (م. فولادکار،  تدوین) بیروت: موسسه التاریخ العربی.##ملاصدرا. 1981 م). الاسفار (جلد 1). بیروت: دار احیاء التراث.##میرداماد،  م. (1367). قبسات. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>روش‌شناسی فلسفی علم مشاوره با نگاه به فلسفۀ  اسلامی</TitleF>
		<TitleE>Philosophical methodology of counseling science with a view to Islamic philosophy</TitleE>
		<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>پژوهش حاضر با هدف بررسی روش&#8204;های به&#8204;کاررفته در علم مشاوره و ارزیابی آن انجام شده است. در این پژوهش، متون روش تحقیقی علم مشاوره بررسی و روش&#8204;های پژوهش احصا شده و سپس ارزیابی بنایی و مبنایی برای هریک از روش&#8204;ها صورت پذیرفته است. در این پژوهش، از روش کیفی تحلیل محتوا برای شناسایی روش&#8204;های به&#8204;کاررفته در علم مشاوره و از روش فلسفی برای ارزیابی آن&#8204;ها استفاده شده است. یافته&#8204;ها نشان می&#8204;دهد روش&#8204;های غیرپژوهشی مستند به مبنای فلسفی خاصی نبوده و برای استخراج گزاره&#8204;های علم مفید نیستند. روش&#8204;های پژوهشی مستند به سه رویکرد اثبات&#8204;گرایی، تفسیری و پراگماتیستی به سه روش کمی، کیفی و ترکیبی تقسیم می&#8204;شود که هرکدام روش&#8204;های پژوهش متعددی دارند. به&#8204;صورت کلی هیچ&#8204;یک از این روش&#8204;ها از نگاه اسلامی نمی&#8204;تواند یقین کامل را به دست دهد، اما هرکدام با توجه به رعایت قوانین حاکم بر روش تجربی از نگاه فلسفۀ اسلامی می&#8204;توانند سطوحی از اطمینان را کسب کنند. در روش&#8204;های کمی، روش آزمایشی، در روش&#8204;های کیفی، روش توافقی و در روش&#8204;های ترکیبی روش مثلث&#8204;بندی بیشترین اعتبار را دارند.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>2</Language_ID>
			<CONTENT>The aim of this study was to investigate the methods used in counseling and its evaluation. In this research, the texts of the research method in the science of counseling were examined and the methods used in this science were examined, and then the method and approach of Islamic philosophy were evaluated with a philosophical view. Therefore, in this study, the hermeneutic method and content analysis were used to identify the methods used in science and the philosophical method was used to evaluate the methods. The findings showed that non-research methods are not documented on a specific philosophical basis and are not useful for extracting science propositions. Research methods based on positivist, interpretive and pragmatist approaches are divided into three methods: quantitative, qualitative and mixed, each of which has several research methods. In general, none of these methods from the Islamic point of view can provide complete certainty, but each of them can gain some level of confidence according to the rules governing the empirical method from the Islamic point of view. In quantitative methods the experimental method, in qualitative methods the Consensual Research and in the mixed methods the Triangulation Design have the most validity.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>85</FPAGE>
			<TPAGE>106</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2024/08/292024/08/292024/08/292024/08/292024/08/29
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1403/6/8
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2023/11/222023/11/222023/11/222023/11/222023/11/22
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1402/9/1
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>محمد</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>عجمین</Family>
				<NameE>Mohammad</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>Ajamein</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>مسعود</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>آذربایجانی</Family>
				<NameE>Masood</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>Azarbayjani</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>Methodology</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>counseling</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Islamic philosophy</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>quantitative method</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>qualitative method</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Mixed method.</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>روش‌شناسی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>مشاوره</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>فلسفۀ اسلامی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>روش کمی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>روش کیفی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>روش ترکیبی.</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>Bager and McBeath, A. 2020. Enjoying Research in Counselling and Psychotherapy. Springer International Publishing.##Balkin and Kleist, D. M. 2017. Counseling Research: A Scholar-Practitioner Approach. American Counseling Association.##Barker, C., Pistrang, N., and Elliott, R. 2015. Research methods in clinical psychology: An introduction for students and practitioners. John Wiley and Sons.##Bunge and Ardila, R. 1987. Philosophy of Psychology. Springer: New York.##Creswell, J. W. 2009. Research designs. Qualitative, quantitative and mixed methods approaches.##Heppner and Kivlighan, D. M., and Wampold, B. E. 1992. Research design in counseling. Pacific Grove, CA: Brooks. Co/e.##Hergenhahn, B. R. 2008. An Introduction to the History of Psychology: Wadsworth Publishing.##McLeod, J. 2011. “Qualitative research in counselling and psychotherapy”. Qualitative research in counselling and psychotherapy, pp. 1-352.##Sheperis, Young, J. S., Daniels, M. H. 2010. Counseling research_ quantitative, qualitative, and mixed methods-Pearson Education, Pearson: Merrill.##Thomas and Hersen M. 2003. Understanding Research in Clinical and Counseling Psychology: Routledge.##آذربایجانی، مسعود. 1400. فلسفۀ علم روان‌شناسی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##ابن‌سینا، بوعلی. 1373. برهان شفا. تهران: فکر روز.##ایمان، محمدتقی. 1391. فلسفۀ روش تحقیق در علوم انسانی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##بستان، حسین. 1392. نظریه سازی دینی در علوم اجتماعی با تطبیق بر جامعه‌شناسی خانواده. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##بلیکی، نورمن. 1391. پاردایم‌های تحقیق در علوم انسانی. ترجمۀ حمیدرضا حسنی، محمدتقی ایمان و مسعود ماجدی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##حبیبی، رضا و شجاعی شکوری، محمد. 1391. فلسفۀ علوم تجربی. قم: مؤسسۀ آموزشی پژوهشی امام خمینی.##حسین‌زاده، محمد. 1394. معرفت‌شناسی در قلمرو گزاره‌های پسین. قم: مؤسسۀ آموزشی پژوهشی امام خمینی.##حلی، جمال‌الدین حسن بن یوسف . 1435 ق. الجوهر النضید. قم: نشر بیدار.##شریفی، احمدحسین. 1393. مبانی علوم انسانی اسلامی. تهران: نشر آفتاب توسعه.##عبداللهی، عبدالله و جوان، جعفر. 1389. درآمدی بر فلسفۀ علم و پژوهش در علوم انسانی. جلد 2. تهران: نشر چاپار.##عریضی، حمیدرضا و فراهانی، حجت‌الله. 1387. روش‌های کاربردی در روان‌شناسی  بالینی و مشاوره. تهران: نشر دانژه.##فروند، ژولین. 1393. نظریه‌های مربوط به علوم انسانی. ترجمۀ علی محمد کاردان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##مصباح، مجتبی و محمدی، عبدالله. 1398. معرفت‌شناسی. قم: انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی.##مصباح یزدی، محمدتقی. 1379. آموزش فلسفه. جلد اول. تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل.##نوالی، محمود. 1388. فلسفۀ علم و متدولوژی. تبریز: انتشارات دانشگاه تبریز.## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>روش‌شناسی و مؤلفه‌های یک چهارچوب اسلامی برای فهم فرایند تحول اجتماعی به‌مثابه رویکردی در اسلامی‌سازی علوم انسانی</TitleF>
		<TitleE>Methodology and components of an Islamic framework for understanding the process of social change as an approach to Islamization of humanities</TitleE>
		<TitleLang_ID>1</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>یکی از رویکردهای مغفول در اسلامی&#8204;سازی علوم انسانی که می&#8204;تواند به اتحاد علوم انسانی اسلامی نیز منجر شود، توجه به تاریخ تحولات نظم&#8204;های اجتماعی و تلاش برای تبیین آنها است. در این تحول هم انسان اجتماعی ذومراتب&#160; و هم قواعد ناظر به تعاملات انسانی یعنی نهادها متحول می&#8204;شوند. فهم چیستی انسان و چگونگی تغییر وی در علوم انسانی انتزاعی (مانند فلسفه) و انضمامی (مانند مردم&#8204;شناسی) و فهم چگونگی تعامل انسان&#8204;ها با یکدیگر در علوم اجتماعی و با رویکردهای مختلفی مانند نهادگرایی بررسی می&#8204;شود. مقاله حاضر با گرفتن الگو از آثار داگلاس نورث، نوبلیست برجستۀ اقتصاد نهادی، که در طول زندگی خود کم&#8204;و&#8204;بیش چنین مسیری را پیموده، برای توضیح تحولات اجتماعی به&#8204;صورت عام و تحولات اقتصادی به&#8204;صورت خاص، نیاز به ارائه یک چهارچوب مفهومی را توضیح می دهد که در آن، نظم اجتماعی به دو مؤلفه درهم&#8204;تنیده انسان انتزاعی-انضمامی در مراتب مختلف آن، و ساختار نهادی چندلایه (با لایه&#8204;های نهادی فراتأسیسی، تأسیسی، میانی و خرد) تفکیک شده و استدلال می&#8204;شود باید برای هرکدام از این سه مؤلفه یعنی انسان، ساختار نهادی و نظم اجتماعی (انسان در ساختار نهادی) و نیز تحول آنها دست به نظریه&#8204;پردازی زد. درنهایت مطالعات موردی، به کاربردی کردن این چهارچوب نظری و تعدیل و اصلاح آن کمک می&#8204;کند. امید می&#8204;رود مطالعات لازم برای ساخت چنین چهارچوبی بتواند زمینه را برای توسعه اسلامی عمده در علوم مختلف انسانی و اجتماعی فراهم کند.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>2</Language_ID>
			<CONTENT>One of the neglected approaches in the Islamization of humanities, which can lead to the unification of Islamic humanities, is to the history of social order changes and try to explain them. In these changes, both the hierarchical social being and the rules governing human interactions, i.e. institutions, change. Understanding the essence of humanity and how it changes in abstract human sciences (such as philosophy) and concrete humanities (such as anthropology), as well as understanding how humans interact with each other in social sciences, is examined by various approaches such as institutional economics. Drawing inspiration from the works of Douglas North, one of the most prominent institutional economists, who has more or less followed such a path during his life, this article explains the need to provide a conceptual framework to explain social changes in general and economic changes in particular. In this framework, social order is divided into two intertwined components: abstract-concrete human in its different levels, and multi-layered institutional structure (including meta-constitutional, constitutional, meso and, micro institutional layers) and argues that theoretical elaboration should be made for each of these three components including human, institutional structure, and social order (human within the institutional structure), as well as their changes. Ultimately, case studies help to apply and modify this theoretical framework. &#160;It hoped that the studies necessary to build such a framework can provide the basis for significant Islamic development in various humanities and social sciences.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>107</FPAGE>
			<TPAGE>130</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2024/08/292024/08/292024/08/292024/08/292024/08/292024/08/29
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1403/6/8
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2023/11/222023/11/222023/11/222023/11/222023/11/222023/11/22
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1402/9/1
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>وحید</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>مقدم</Family>
				<NameE>Vahid</NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE>Moghadam</FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization>دانشگاه اصفهان</Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country>ایران</Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>Islamic Humanities Methodology</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Multi-dimensional Human Being</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Social Order</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Institutional Structure</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Unity of Islamic Humanities</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>Douglass North.</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>روش‌شناسی علوم انسانی-اسلامی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>انسان ذومراتب</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>نظم اجتماعی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>ساختار نهادی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>اتحاد علوم انسانی اسلامی</KeyText>
			</KEYWORD>

			<KEYWORD>
				<KeyText>داگلاس نورث.</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>Aoki, M. 2011, “Institutions as cognitive media between strategic interactions and individual beliefs”. Journal of Economic Behaviour and Organizations, 79, pp. 20–34.##Chaudhuri, A. 2011, “Sustaining cooperation in laboratory public goods experiments: a selective survey of the literature”. Experimental Economics, volume 14, pp. 47–83.##Denzau, A, and North, D., 1994, “Shared Mental Models: Ideologies and Institutions”. Kyklos, 47(1), pp. 3–31.##Greif, A. &#38; Kingston, C. 2011, “Institutions: Rules or Equilibria?”, in N. Schofield and G. Caballero (eds.) Political Economy of Institutions, Democracy and Voting, Berlin: Springer, pp. 13-43.##Greif, A. &#38; Mokyr, J. 2016, “Institutions and Economic History: A Critique of Professor McCloskey”. Journal of Institutional Economics, 12(1), pp. 29–41.##Hédoin, C. 2021, “The Beliefs-Rules-Equilibrium Account of Institutions: A Contribution to a Naturalistic Social Ontology”. Journal of Social Ontology, 7(1), PP. 73–96.##Herrmann-Pillath, C., 2012, “Institutions, Distributed Cognition and Agency: Rule-Following as Performative Action”. Journal of Economic Methodology, 19(1), pp. 21–42.##Hindriks, F. &#38; Guala, F., 2015, “Institutions, Rules, and Equilibria: A Unified Theory”. Journal of Institutional Economics, 11(3), pp. 459–480.##Mantzavinos, C., North, D. &#38; Shariq, S., 2004, “Learning, institutions, and economic performance”. Perspectives on Politics, 2:1, pp. 75-84.##Menard, C., 2018, “Research frontiers of new institutional economics”. RAUSP Management Journal, 53 (1), pp. 3-10.##North, D., Wallis, J. &#38; Weingast, B., eds. 2012, In the Shadow of Violence: Politics, Economics, and the Problems of Development. Cambridge University Press, Cambridge.##North, D., Wallis, J. &#38; Weingast, B., 2009, Violence and Social Orders: A Conceptual Framework for Interpreting Recorded Human History. Cambridge University Press, Cambridge.##North, D., 1990, Institutions, Institutional Change and Economic Performance. Cambridge University Press, Cambridge, UK and NY.##Raudla, R., 2014, “Institutional Economics”. In: Backhaus, J. (eds) Encyclopedia of Law and Economics. Springer, New York, NY.##Thaler, R., 2015, Misbehaving: The Making of Behavioral Economics. New York: W. W. Norton &#38; Company.##Zarqa, M., 2013, “Islamization of Economics: The Concept and Methodology”. Journal of King Abdulaziz University: Islamic Economics, Vol. 16, No. 1.##آستروم، الینور. 1394. فهم تنوع نهادی. ترجمه سیدجمال‌الدین محسنی زنوزی، تهران: دانشگاه امام صادق.##برنجکار، رضا و علی‌نقی خدایاری. 1392. انسان‌شناسی اسلامی. تهران: دفتر نشر معارف.##خسروپناه، عبدالحسین و همکاران. 1392. انسان‌شناسی اسلامی. تهران: دفتر نشر معارف.##درزی، راحله. 1397. «ارتباط مبادی افعال و ادراکات نفس با فاعلیت انسان براساس نظر ملاصدرا». روانشناسی و علوم رفتاری ایران. شماره 14،  صص73-84.##سوزنچی، حسین. 1397. روایت مطهر: تأملی در اندیشه‌های شهید مطهری. مجموعه چهار جلدی، تهران: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق.##طباطبایی، سیدمحمدحسین و مرتضی مطهری. 1390. اصول فلسفه و روش رئالیسم. تهران: صدرا.##فقیهی، سیداحمد. 1393. روش‌های تربیت اخلاقی در المیزان. قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).##متوسلی، محمد؛ سیدغلامرضا جلالی نائینی؛ حمیدرضا نورعلی‌زاده و یحیی میرزائی. 1390. «تحلیل نهادی بازار بیمه زندگی کشور ایران با استفاده از مدل چهار سطح نهادی ویلیامسون». پژوهشنامه بیمه. شماره 103، صص51-78.##مقدم، وحید؛ محمدحسین فتوحی و سارا زارع. 1402. «ارزیابی دو نسل انسان اقتصادی در پرتو حرکت استکمالی نفس و مسیر توسعه‌های آتی». فلسفه و علوم انسانی، دوره1، شماره 1، صص211-236.##مطهری، مرتضی. 1377. گفتارهای معنوی. تهران: صدرا.##مطهری، مرتضی. 1362. نقدی بر مارکسیسم. تهران: صدرا.##نورث، داگلاس؛ جان والیس؛ وب استون و باری وینگاست. 1393. انواع نظم دسترسی محدود در جهان درحال توسعه رهیافت جدید برای مسائل توسعه. ترجمه فرشاد مومنی و محیا اله‌قلی، گزارش کارشناسی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.##ویلیامسون، اولیور. 1381، «اقتصاد نهادگرایی جدید: دستاوردهای گذشته و نگاهی به فرارو». ترجمه محمود متوسلی، برنامه و بودجه. دوره ۷، شماره ۱، صص 3-41.##هادوی‌نیا، علی‌اصغر. 1398. «الگوی انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام». اقتصاد اسلامی. سال 19، شماره 74، صص35-63.## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>

</ARTICLES>

</JOURNAL>
</XML>
